تبلیغات
درد دل روزهای سخت
 
شنبه 14 مرداد 1396 :: نویسنده : زهرا
طیق معمول یا غیر معمولشو نمیدونم
اما حالم خوب نیست . حالت تهوع دارم . جای عملم بعد یه ماه تازه دردگرفته تیر میکشه بعضی اوقات . 
حال روحیمم خوب نیست . خیلی خستم
از حمایت نکردنای بابام و تازه سنگ انداختناش از اینک کار به اون خوبی پرید ازینک واسه هرچیز کوچیک باید فقط بجنگم تا اثبات کنم اشتباه نیست
حتی ازین همه ناله کردن هم خسته شدم
ازینک هی بنویسم هیچ تغیری ایجاد نشه
ن در خودم ن در بقیه و ن حتی در دلم که یکم سبک شم
از اهنگ دارم بالامیارم
حدودا 7 8 ساله میخام به خودم ثابت کنم اهنگ مرهم هر دردیه اما نیست
لعنتی بیشتر شعله ورت میکنه بیشتر تنهاییتو به رخت میکشه تااینک ارومت کنه
ازون اقای به ظاهر شریف پست فطرت خستم که یه ساله عین بختک افتاده روزندگی 8 تا خونواده و دست بر نمیداره
از افسردگی مادرمو خاله هامو پسر خاله هامو بقیه خستم
از افسردگی تو سن 19 سالگی خودم که نمیدونم از کی شروع شد خستم
ازین دنیای مزخرف خستم . 
میدونی فک میکنم من زمانی افسرده شدم که دبستان میرفتم . که هرروز توی این خونه جنگو دعوا بود . که یه روز ... که دوروز .... 
که از سر بچگی سر کلاس گفتم من از باباها بدم میاد . و جالبه این حس در من هنوز وجود داره
متنفرم از ادمای ظالمی که یه روی مظلوم هم دارن
با اون روی مظلومشون ادمارو مجبور عذاب وجدان میکنن
از ادمای مقصر مظلوم بدم میاد
من خستممممم
خدااا
من مرد این دنیا نبودممممممممم
چرا منو افریدی
چرا دختر
چرا احساساتی
بلای دگ نبود بیاری سرم؟
اما
بازم شکرت
حتما اینا وسیله پاک کردن منن . فقط خدا به گناه نیوفتم
خودت کمکم کن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 تیر 1396 :: نویسنده : زهرا
ساعت 8 صبح
5 تیر 96
هنوز بیدار
پر از حس
پر از تمنای نوشتن
و دستی که یاری نمیکنه
اما باید نوشت
حالم بد نیست
اما پر از شرم
پر از گناه
پر از دلتنگی با خدا که لجوجانه ازخودم سلب میکنم
زهرا خانم
ماه رمضان هم تموم شد
دگ بهونت چیه؟
کنکور هم تموم میشه
بعدش بهونت چیه؟
تاکی تو این باتلاق میخای دستو پا بزنی؟
چیزی تا غرق شدنت نمونده
گرچه
اگ بخای تغیرای کماندویی هم بدی اثری نداره
مثه 1000 باره قبل بازم رفیق نیمه راه میشیو همه چیرو ول میکنی
پس از کوچیکو کم شروع کن
از حداقلا و کمترینا و خوب رضایت بده
تا برسی به بزرگ و زیادو عالی
تا بشی ایده آل خودت
خودتم میدونی لیاقتت بهترینه
خودتم میدونه باید از بهترینا بشی
خودتم میدونی که خدا یه وظیفه مهم گذاشته ب عهدت
خودت میدونی ک خدا ازت میخاد که واسش بشی جانشینش روی زمین
خودت میدونی که وظیفت خاصو مهمو سریه
خودت میدونی که باید این اتفاق بیوفته
پس روزای بیشترو حروم نکن
سالای جوونیرو بیشتر از این ب گناه و تعلل و حروم کردن وقت هدر نده
پشیمون میشیاا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1396 :: نویسنده : زهرا
حسی واسم نمونده ک بنویسم
ن ب خاطر شکست عشقی
ن ب خاطر تنهایی
ن به خاطر مرگ عزیز
ن
ن
به خاطر پست شدن و حقیر شدن شخصیتم
اینقد خودمو کوچیک کردمممم
که دگ چیزی ازم نمونده
دگ حتی خدا هم فک نکنم به  عنوان انسان بشناستم
شاید یه حیوون
یا حتی کمتر
گند پشت گننند پشت گننننننننند
حتی فاصله گند زدنام کمتر از یه روز شده
خدا دگ حتی خودمم حاااااالم از خودم بهم میخوره
بهمممممم میخورهههههه
خدا ادمم کن
اما ابرومو نبر
خدا
خوردم کن
اوارم کن
اتیشم بزن
اما ابرومو نبر
اتیشم بزن اما بعد راه گلستانو نشونم بده و بیا باهام
اوارم کن اما دوباره از اول بسازم
خوردم کن اما دوباره بهم بچسبونم . بهتر از اولش
خداااااااااااااااااا
واسه تو که کارییی ندارههههههههههه
خببب بمنه حقیییرهه پسسسست کمک کننننننننننن
من هررررچقدرم بدددد عوضییییییی
ادم که نکشتممممم
خداااااااااااااااااااااااااااااااااا
کمکم کننننننننن
 خدااااااااااااااااااااااا
خودفروشی که نکردممممممممممممم
خب کمکم کن دیگههههههههههههههههههههه
خداااااااااا
قرار بود من بشم اشرف مخلوقاتتتتت
پس چرا شدم حقیر ترینه مخلوقاتت؟؟؟؟؟؟
اره اره میدونممممم
همش تقصیره خودمهههههههه
 میدونمممممممممممممممممم
اما خدااااااااااااااااااااااااا
خب کمکم کنننننننننننننن
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
میدونمممممم اشتباهههههه پشششششت اشتبااااااه کردممم
میدونم هرروز بیشتر از دیروز ذلیل نفس شدممممممممم
اما خداااااااااااااا
توووخداییییییییییییییییییییی
من بندمممممممممممممم
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ذره ذره وجودمو تو وجودت حللل کننننننننن
خداااااااااااااااااااااا
من کوچیکمممم
تو که بزرگیییییییییییییی
تو ک ارحم الراحمینیییییییییی
تو که ستار العیوبیییییییییی
تو که کریمییییییییییییییییی
منم ضعییییییییف
منم حقیییییییییر
منم ذلیللللللللل
خداااااااااااااااااااااا ب اینهمه کوچکیو پستی و حقارت و کم بودنو ناتوانیم ترحم کن
من برنمیام از پس گناهام
من بااین ایمان ضعیف
بااین اراده ترک خورده و خورد شده
بااین نفس ضعیف
نمیتونم از پس شیطان بربیام
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
کمکم کنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
نزار با جهالتم خسرالدنیا و اخرت بشممممممممممممممممممم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1396 :: نویسنده : زهرا



رفیقم چی بگم بارونه حالم
مثل اشکای من رو شونه ی تو
می ترسم سر بذارم روی دستات
یهو سقفش بریزه خونه ی تو

یه وقتایی چقد کم میشه مرهم
همون وقتا که دردِ دل زیاده
یه وقتایی میخوای دیوونه باشی
می بینی تو شهر عاقل زیاده

جدایی با جدایی فرق داره
یکی با عشق اومد خسته تن رفت
یکی اونه که من از دست دادم
گمون کردم خودش از دست من رفت

گمون کردم خودش از دست من رفت

شکستن با شکستن فرق داره
گاهی بغضت شکسته چکه میشی
گاهی سنگی به شیشه ت میزنن که
با هر تکه هزاران تکه میشی

با هر تکه هزاران تکه میشی

متن آهنگ جدایی علی زند وکیلی

چقد خالی شده آغوشم از عشق
مثل کوهی که از یک دشت میره
همین آهوی زیبای تو بیشه
زمستونم اگه برگشت میره

میرم دنبال ردپایی در برف
می بینم آب شد جاری شده رود
دلم تنگه برای هر چی که نیست
دلم تنگه برای هر چی که بود

جدایی با جدایی فرق داره
یکی با عشق اومد خسته تن رفت
یکی اونه که من از دست دادم
گمون کردم خودش از دست من رفت

گمون کردم خودش از دست من رفت

شکستن با شکستن فرق داره
گاهی بغضت شکسته چکه میشی
گاهی سنگی به شیشه ت میزنن که
با هر تکه هزاران تکه میشی

با هر تکه هزاران تکه میشی


ترانه سرا : افشین مقدم

خواننده : علی زند وکیلی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 بهمن 1395 :: نویسنده : زهرا
نمیدونم فیلم بادیگاردو دیدین یا ن
اما این فیلم بیشتر از هر فیلم عاشقانه روم تاثیر میذاره
با روحم بازی میکنه
حرف میزنه
نگرانم میکنه
غمگینم میکنه
شادم میکنه
خیلی عجیبه
نمیدونم دوست داشتم جای کدوم شخصیتش میبودم
اما دوست دارم تو زندگی جوری باشم که واقعا کاری که از دستم برمیادو با تمام وجود انجام بدم
حتی اگ معلق از کار باشم
حتی اگ همه دنیا بهم بگن مقصرم
حتی اگ تمام زحمتای عمرمو برباد ببینم
دوست دارم جای نابغه باشم
اما ن به قیمت کشته شدن یه نفر تو دستام
خییییییییییییییییییییلی سخته کسی که ازش بدت میاد یا نمیخای مدیونش باشی یا دوسش نداری به خاطر تو کاری بککنه که تااخر عمرت بهش مدیون باشی و بدتر از اون اینه که اون کارو روز اخر عمرش بکنه و تو دیگ نتونی ببینینش
خیلی درد داره کسیرو که تو زندگیت نشناختیش روز مرگش بشناسی
حیدربابا دونیا یالان دونیادی
سلیماننان نوحدان قالان دونیادی
اوغول دوغوب درد سالان دونیادی
هرکیم سیه هرنه وریب آلیبدی
افلاطوننان بیر قوری آد قالیبدی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 بهمن 1395 :: نویسنده : زهرا
از یه برهه ای که توی زندگیت رد بشی
هیچی دیگ راضیت نمیکنه
یا بهتر بگم هیچی دیگ خوشحالت نمیکنه
ن اینک نخوای
نمیــــــــــشه
فایده نداره
حتی اگ توی بچگی شهر بازی میتونست تا 1 ماه خوشحال نگهت داره بعد از یه اتفاقای توی زندگیت دیگ حتی یه اپسیلونم توی دلت شوق نمیاره
حتی اگ تخلیه میشدی دیگ الان بدرد اونم نمیخوره که جیغ بزنی تا بلخره اروم شی
بسه دیگ  این دردای بی پایان...
کاش فردای روزی که به هدفم رسیدم بمیرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 دی 1395 :: نویسنده : زهرا
دارم چند روز یا بهتر بگم چند هفته کذایی رو میگذرونم 
نه به خاطر کنکور نه به خاطر سنگینی درسا بلکه به خاطر مزخرفی خودم
دارم به معنااای وااااقعی گند میزنم
دیگهانگار هیییییچی برام مهم نیست
دلیلشم اینه که هدفای ذهنم هیچکدوم باهم همخونی ندارن
همه چی انگار بی معنیه
هیچ چیزی ک ارزش تلاش داشته باشه پیدا نمیکنم
اون دنیا خدا چراباید به خاطر تلاشای من توی کنکور یا کامپیوتر یا هر کوفت دیگه ای پاداش بده؟؟؟
مهندسی کامپیوترو صنایعو کوفتو درد چی واسهاون طرف من میسازه؟؟؟
نمیییییییدونممممممم
نمیدونم کدوم
یا درست میشه یا 
تموم...
تمومش میکنم 
اگ اونی ک باید نشه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آقا چرا همیشه از روزای سخت بگیم؟
چرا همش از غم و غصه بگیم؟
ن اصلا اینطور نیست
الان میخوام با شجاعت تمام به این دنیای سرسخت بگم من امروز یکی از بهـــــــترین روزای عمرمو دارم میگذرونم
خدارو صد هزار بار شکر میکنم
بابت تک تک نفسایی که میکشم تو این روز عزیز
حالا میگین چرا؟
خب میگم
وقتی چنتا چیز کوچیک کنار هم جمع بشه فوق العاده میشه
مثلا
من امروز درسمو خوندم تااینجا یکی دوتاش مونده که انجام میدم حتی فک کنم وقتم اضافه میارمو از برنامم میزنم جلو
دیگ اینک امروز چیزای مضر و شیرینی جات کمتر از روزای قبل خوردم خیلی کمتر
خوابم تقریبا خیلی کنترل شده بود امروز و خیلی کم تنبلی کردم
نرفتم سراغ چیزایی که ناراحتم میکنن
وقتی مامانو بابام یکم داشتن جرو بحث میکردن کلا خودمو به نشنیدن زدم
و یه چیز خیییییلی خوب اتفاق افتاد البته نه برای من
برای داداشم
بابام ماشین قبلیو داد به داداشم واین نشونه فوووووق العاده خوبیه
خلاصه اینکه امشب دلم میخواد فقط بشینم به ماهع نگاه کنمو همش تو دلم بگم خدایا شکرت
خدایاااااااااااا شکرتتتتتتت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 28 مهر 1395 :: نویسنده : زهرا
دوست دارم
یه روزی
یه جایی
یه کسی
ازم بپرسه
میخوای خدارو ببینی به چی نگاه میکنی؟
و من بگم:
به چشم های مادرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 مهر 1395 :: نویسنده : زهرا
[http://www.aparat.com/v/Iq8WN]

چیزی جز سکوت ندارم
برای درمان زخم های رقیه
زخم جسم شاید التیام پذیرد 
اما
با زخم های دلش چه کنیم؟





نوع مطلب :
برچسب ها : moharam95،
لینک های مرتبط :


یادمه اون موق ها که توی واتس اپ بودم  یه بار استاتوسمو نوشتم :
یکی هست تو قلبم
که هر شب واسه اون مینویسم و اونم بیداره
اون موق اینو واسه هانیه نوشتم
اما الان ...
مینویسم
واسه خدا
بیداره
همیشه
امروز خانم محمدی گفت 
من یه اخلاق شاید ب قول بقیه مسخره ای دارم اونم اینه که وقتی از درو دیوار بد میاد واسم خوشحال میشم
چون میدونم پشت همه این بدبیاری ها یه موفقیت خییییییییلی بزرگ هست
دلم گرم شد
دلم روشن بود از قبل
الان گرم شد
داره یخاش ذوب میشه
واسه اینکه
بابام ، شریف ، هانیه ، فاطمه و هرکسی که خوردم کردو کمر منو مادرمو شکوند رو بسپرم دست خدا
خداجون
اگ اینارو گرفتی ازم یا اشتباه خودم و اونا بوده یا تو میدونستی که نباید واسم باشن
هرچی هست
به روی چشم
دیگه داشته های چنگ نمیزنم
اروم میگیرم تو مشتم
که هرموق خواستی از مشتم دربیاری دردم نیاد
" یه کاغذ یه خودکار دوباره شده هم دم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 مهر 1395 :: نویسنده : زهرا
واقعا نو جوونی و جوونی چیه؟
اینیه که من دارم تجربش میکنم؟؟
همینقدر با هیجان و سخت و ترسناک؟
توی اضطراب حال و اینده؟
اینقدر گفتن تو لحظه زندگی کن استرسی شدیم
استرس اینو داریم که حتما از الانمون استفاده کنیم!
نمیدونم قضیه چیه و کجا یا کجاها اشکال داره که من اینقدر توی رودخونه زندگی شناورم نه شناگر!
انگار روی ابرا رها شدم
اما نه اون ابرایی که تو کارتونا نشون میدادن که ابی و خوشکل بود
ابرای زندگی الان من خیلی خاکسترین . اسمون هم ابی نیست
سیاه سفید و تاریکه
بعضی موق ها سفید بعضی موق ها سیاه
جدی این ادم بده چیه که داره میشه شخصیت واقعیم؟؟؟؟
البته که من نمیذارم همچین اتفاقی بیوفته
اما واقعا که سخت ترین کار تو دنیا اینه که جلوی نفست وایسی
حالا منظور از نفس اون فازای +18 نیست
الان برای من سخت ترین کار دنیا اینه که صبح زود بیدار شم
یا مثلا 2 تا قاشق ناهار کمنر بخورم
یا مثلا نرم سر تلگرام و اینستا
ای وای!
فک کنم معتاد شدم!!!
ولی بازم من نمیزارم از این بیشتر معتاد بشم
اینبار میخوام روندو عوض کنم
برعکس همیشه که یهویی و طوفانی شروع میکردم یه کاری رو انجام بدم میخوام با هیجان کم و اروم اروم شروع کنم
مثلا از فردا مجبوریم که صبح زود بیدار شیم پس این تمرین نیست . اجباره . پس یه کار دیگ انتخاب میکنیم
مثلهههه ... اممم
هرشب ساعت 10 دوش بگیریم . 
یه موضوع دیگه که پیش اومده و از ادمی مثل من بعیده اینه که اصــــــــــــــــــــتلا و ابدا حوصله انرژی گذاشتن و محبت کردن همیشگی رو ندارم
انگار بازم یه حاله خاکستری روی همه زندگی نشسته یا شایدم یه عینک با شیشه خاکستری به چشم زدم . چون هیچ حس محبت خالصانه و واقعی نه میتونم دریافت کنم نه میتونم بدم 
بهرحال
امسال تمام تلاشمو واسه ساختن خودم و ایندم میکنم
انشااله درحدی که لایق بندگی خدا + دانشگاه شریف بشم
خداجونم دوست دارم . ببخش که اینقدر سستم . خودت محکمم کن.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 شهریور 1395 :: نویسنده : زهرا
دایجونم
من زیاد باتون زندگی نکردم
اما اندازه یه عمر خوبی ازتون به یاد دارم
و میدونم که همه همینطورن
دایجون
اروم بخوابید
و نترسید
چون خدا با شماست
من و خیلیای دیگه امروز براتون گریه نکردیم
چون
مطــــــــمئن بودیم و هستیم که شما در اون دنیاهم بهترین و محبوب ترین و جذاب ترین بنده خدایید
مگ میشه کسی فخری جون فخری جون شمارو شنیده باشه و مطمئن نباشه؟
مگ میشه مسجد ساختنا مدرسه ساختنا انــــسان ساختنای شمارو کسی یادش باشه و از خوب بودنتون مطمئن نباشه؟
خداجونم
این بندت که امشب خاک شده
از بهترین بنده هات بوده روی زمین
کسی که زمینو جای بهتری واسه نفس کشیدن کرد
خوبی کم نداشت
خداجونم
تو رو به بزرگیت قسم به بخشندگیت قسم بهش سخت نگیر
دایجونم 
از اونجا مواظبمون باشید
بزرگ خاندان
جذابترین و مهربون ترین مرد روی زمین
آسمونی شدنتون مبارک
چی بگم بهتر از این؟
چی میشه گفت بجز این؟
دایجون
به خواب منم بیاید 
دلم واستون خیلی تنگ شده
خیلی
این رسمش نبود
که بعد از اینهمه دوری اینجوری برگردید اصفهان
دایجونم
آروم بخوابید
این ماییم که ناارومیم
اول از همه زندایی فخری
اما شما غصه نخورید
شما که شاد باشید زندایی هم شاد میشن
رویا جون و آقاسعید هم شاد میشن
به قول آقا سعید
حس خوبی داریم بابت اینکه روحتون از جسمتون بدون عذاب جدا شد
و به قول مامانم
خوش به سعادتتون که شب عرفه پرواز کردید
شبی به بزرگی شب قدر
امشب وقتی به اسمون نگاه میکنم 
به جز ماه و دایجون محمود و دختر عمو عزت ، شما هم دارید نگام میکنید + عشق مطلق که همیشه نگاهش بهم هست ... نباشه کل زندگیم برباده
خدا جون 
امانتیتو پس گرفتی درست
اما اینجا جز خوبی کاری نکرده
خدایا
رحمتش کن
و
مارو هم ببخش
خاهش میکنم....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 شهریور 1395 :: نویسنده : زهرا
یه حسایی توی قلبم بوجود اومدن که نمیفهممشون
جدیدن . نوان. عجــــــــیبن و البته کمی تلخ!
نمیفهممشون
زمینش یه مقدار درده و دوردستش آرامش همراه با هیجان
نمیدونم چجوری توصیفش کنم چون نمیدونم چیه
اما
بوهایی که به مشامم میرسه میگه زهرا امسال اخرین فرصته
واسه تمام چیزایی که میخای
واسه اون ارزو ها
واسه رویا  هایی که فکر میکنی نشدنین
اما توروخدا باور کن خودتو
باااور کن
که میشه
عادت کن به شدن ، خواستن ، توانستن
قبول کن امسال سال سختیه و البته به قول استاد افشار سال عشق بازیه . اونم با عشق مطلق : اوستا کریم
اخه خداجونم
این ولوله ها چین؟
چی میگن؟
البته میدونم خوبنااا ! اما مسئولیت و تلاش زیاد میارن همراه خودشون
اخه معبودم
خودت که منو بیشتر میشناسی
خودت که میدونی
شایدم به خاطر همین شناخته که ...
باشه خداجونم
اگ تو میخای برم تو این مسیر،چشم
بروی چشمم
خداجونم کمکم کن اون فکرای بدی که خودتم میدونی از سرم بره
به خودت قسم نمیخوام اشتباه برم
خودت کمکم کن درستش کنمو درست فکر کنم و درست ارزو کنم
خداجون
خیییییییییییییییییییییییییییییلی کمک کن . بی نهایت کمکم کن
که خیلی محتاجتم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 شهریور 1395 :: نویسنده : زهرا
ممکنه از نوشتن این پست حالم بد بشه
اما مینویسم
و در کنارش اجازه نمیدم حالم بد شه
چون نباید بد شه
میگن ادما وقتی درداشونو با خنده میگن ینی یا اون درد درمان شده یا اونقدر بی درمان شده که زده به استخون...
اما مال من هیچکدومش نیست
ن حل شده ن زده به استخون
اما من میخندمو میگم
بزار دنیا کر بشه از خنده های منو عزیزام
بزار بااینکه میدونم مادرم ، خاله هام، دختر خاله هام دیگه مثه 4 5 سال پیش نمیخندن اما بزار ببینم خنده کوچیکشونو
ن
اصلا چرا کوچیک؟
خودم اینقدر میخندونمشون تا قهقهه بزنن
غزلم
بازم صدای عروس کشون اومدو دل منو کند
غزلم
یادته اخرین عروس کشونو؟
انگار عروس کِشون نبود
عروس کٌشون بود!!
اشکال نداره
بااینکه دیگ ن ماشین عروس ن کلیپ عروسی ن عروس کشون ب شوقم نمیاره اما اشکال نداره
مهم اینه ک هستی
اشکال نداره روزا قلبت از سنگه و شبا از گریه خوابت میبره
مهم اینه که هنوز منو تو عین دوتا خواهریم
میناچیان خوشگلم مهشادجونم
اشکال نداره
خاله های گلم
مادر قشنگم
اشکال نداره
مهم نیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــــــــــــــست
به درررررررک
اره
نباید به چیزایی که ناراحتمون میکنن اهمیت بدیم
پروو میشن
اونوقت امونمونو میبرن
نفسمونو میگیرن
تا بلخره یه روز زودتر از تاریخی که میزنن رو سنگ قبر، بمیریم
زودتر از اون روز...
و هیچی بدتراز  این نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درد دل روزهای سخت
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : زهرا
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :